راستش آمدم تا لینک شماره سوم نشریهی الکترونیکی Artcult را به پیوندهای روزانهام اضافه کنم اما فکر کردم چرا توی یک پست جدا معرفیاش نکنم وقتی وحید نازنیم برای انتشارش اینطوری کمر همت را بسته و بعد از هر شماره مثل شنبهای که گذشت سرحالِ سرحال است. وحید ولیزاده از آن دوستانیست که این روزها کمتر برای کسی پیش میآید نظیرش را داشته باشد. از خوب حادثه سه سالی میشود که هم دانشکدهای هستیم و هر چند هم روزگارمان گذرا باشد اما تصویر لبخند همیشگیاش وقتی با آن آرامش بینظیرش گره میخورد (حتی در بحثهایی که به گلو پاره کردن و در برخی موارد یقه پاره کردن ختم میشود) هرگز از ذهنم گذر نخواهد کرد و البته همه آنچه در این مدت از او آموختهام.
وحید شعر هم میگوید. مجموعه اشعارش سال گذشته به نام «من قدرت کلمات را میشناسم» منتشر شد و پیش از آن هم مجموعه شعر «سپیدی اما از کاغذ به حرف آمده بود» منتشر کرده بود.
حالا هم این Artcult دوست داشتنی را به صورت pdf تحویلمان میدهد و یک جورهایی هنر انقلابی را نشانمان.
Artcult در یک نگاه:
شماره 1
شماره 2
شماره 3
از دفتر شعر «من قدرت کلمات را میشناسم»:
بازیگری در چشمهای من
مرتب قسمتی از یک نمایش را
تمرین میکند
دوست دارم شب ِ اجرا
ردیف اول صندلیها
نشسته باشی و ...
ممیزی اما
قسمت تمرین شده
را حذف نکند