شمارهی 77 فروغ هم آمد. اول اینکه سه سالهگی این دو هفتهنامهی فرهنگی تمام شده است و باید تبریک گفت به همهي فروغیها که بچهشان به این خوبی راه افتاده است. دوم اینکه مطلبی در مورد زندگی و آثار نادر ابراهیمی نوشتهام برای فروغ که قصد داشتم شکل ِ شخصیتر آنرا به مناسبت مراسم بزرگداشتی که دهم مهرماه برای او در خانهی هنرمندان برگزار شد، در وبلاگم بیاورم. اما به پیشنهاد آقای مباشری همینی شد که در فروغ میبینید. آن سوی تسلیم هم داستان کوتاهیست از «مجموعهی افسانهی باران» نوشتهی نادر ابراهیمی که در این شماره فروغ آمده.
شهاب هم در هر شماره یادداشتهای جالبی مینویسد در مورد افسردهگی که حالا شمارهاش به شش رسیده. خواندنش برای من که اغلب با این احساس دست به گریبانم خوب بود، برای شما هم شاید بد نباشد این قضیهی افسردهگی را دنبال کنید.