تبليغاتX
عروسک کوکی - روزی که فراموش کردیم سگ زرد برادر شغاله*
   
 

 

"فردا دهمین سالگرد دوم خرداد است. از مدتی پیش، دوستان علاقه‌مند بودند که این روز را گرامی بداریم. مصطفی تاج‌زاده محور کار شد. آقای خاتمی گفته بود اگر تبلیغات نکنید، می‌آیم. نمی‌دانستیم چه طور به مردم خبر بدهیم. دوستان زیادی کمک کردند تا امروز آن جلسه در تهران برگزار شد. با آن که کار خبری نکرده بودیم، جمعیت فراوانی آمده بود."

همین چند خط اول از یادداشتی که ابطحی برای دهمین سالگرد دوم خرداد نوشته، کافی‌ست تا آدم با خودش بگوید وای! یک شوی احمقانه‌ی دیگر که بر خلاف آن‌چه رئیس دفتر سابق عبا شکلاتی نوشته کاملن هم جنبه‌ی تبلیغاتی دارد، آن هم به یک شیوه‌ی حال به هم زن. یک‌بار دیگر توجه کنید: "آقای خاتمی گفته بود اگر تبلیغات نکنید، می آیم". من مانده‌ام چرا عبا شکلاتی داستان ما هنوز دست از این فروتنی کذایی‌اش برنداشته. شاید هنوز هم فکر می‌کند، حقه‌های ده سال پیشش جواب می‌دهد.

امروز، وقتی گزارش گونه‌ی دکتر جواد کاشی را از مراسم مورد نظر که محور برگزاری‌ش تاج‌زاده بوده، می‌خواندم حدسِ "یک شوی احمقانه‌ی دیگر"م تبدیل به یقین شد. به این نکات توجه داشته باشید: "از چشم من و دوستانم، انتظار می‌رفت مراسم در شکل یک سمینار و مراسم پرشکوه برگزار شود و بزرگانی در باب تجربه دوم خرداد سخن بگویند. کمی‌ها و کاستی‌های آن را بررسند و در باب افق‌های آینده سخن بگویند. انتظار داشتیم، آقای خاتمی قبل از سخنرانی امروز خود تاملات بسیار کرده باشند و سخنرانی دقیق و اندیشیده‌ای عرضه کنند. دست کم انتظار داشتیم کارهایی را نکنند. مثلاً آن کلیپی که در مراسم چلچراغ پخش شده بود و برای آن مراسم و با توجه به موقع و تاریخ آن، کلیپ جذابی هم بود، در این مراسم پخش نکنند. انتظار داشتیم مجری برنامه این قدر مفاهیم کلیشه به کار نبندد. اینهمه اسطوره‌سازی نکند و مفاهیمی به کار نبندد که بیشتر بوی تملق می‌داد و …"

و به این یکی که پیام جالبی را می‌رساند: "هنگامی که جمعیت بر تمایل مجری به کنترل سالن غلبه کرد و سرود جمعی یار دبستانی خوانده شد، صحنه جالبی اتفاق افتاد. در آن سالن نسبتاً بزرگ همه برخاسته بودند و یک صدا و گرم سرود می‌خواندند و دست‌های خود را به هم می‌کوفتند. از آن میان تنها دو سه ردیف جلو که به اصطلاح شخصیت‌های سیاسی و شناخته شده نشسته بودند، با جمعیت همکاری نمی‌کردند."

چیز دیگری با خواندن نوشته‌ی دکتر کاشی به آن اطمینان پیدا کردم، توهم اصلاحات است که متاسفانه هنوز دست از سر خیلی‌ها برنداشته. به امید عافیت برای همه‌ی ما، فکر می‌کنم فقط روزی که از این توهمات خلاص شویم، می‌توانیم به فردای بهتری فکر کنیم.

 

*برگرفته از وبلاگ یادداشت‌های یک تبعیدی عصبانی


 
 چهارم خرداد 1386 ساعت 13:55 
 
 

 

اينك دستی‌ست كه با تمام قدرت

مرا به سوی ايمان به تقدير می‌راند. اينك،

سرنوشت، همان سرافرازیِ ازلیِ خويش را پايدار می‌بيند.

شايد، شايد كه ما نيز عروسك‌های كوكی يك تقدير بوده‌ايم ...

نمی‌دانم ...
 

خانه
تماس

همين حوالی

  شهناز غلامی، فعال حقوق زنان در تبريز بازداشت شد
اين سکوتی که نوازشت می‌کنه، خود منم...
آدم نکته سنج به ایشون می‌گن!
قسمت‌هایی از نامه‌های فریدا کالو به پزشک‌اش
تن فروشی مردانه در تهران
قسمت‌هایی از فيلم گروگانگيري در دانشگاه علوم پزشكي تهران
شلوارهای جین نخ نما و سودهای میلیونی
محاکمه يادعلي، محاکمه ادبيات است
نمایش مرگ
ادامه برخورد های کمیته انظباطی با دانشجویان علامه
دختر 12 ساله هندى به جرم درخواست رفتن به مدرسه حلق‌آويز شد
هنوز شکنجه نکرده‌ایم که بفهمید شکنجه یعنی چه!

  بايگانی همين حوالی

خيابان ملل

  کتابلاگ
جایی برای هیچ‌کس
از پشت یک سوم
سیبیل طلا
ویران
آهو
تهرانآباد
نوشته‌های اتوبوسی
اگنس
راز
فرانکولا
شب‌نویس
تهران شهر
تیگلاط
چرک‌نویس
حضور خلوت انس
فلُ ‌سفه
خوابگرد
سرزمین رویایی
لابراتوار کلنگ
کیبرد آزاد
رجعتی باید
زنانه‌ها
از زندگی
سرزمین آفتاب
آی‌‌تی ایران
صد سال تنهایی
1807
غلاف تمام فلزی
علامه‌بلاگ

 
 
  زنستان


 

سرگذشت

  شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383

 RSS 

 



POWERED BY
BLOGFA.COM