۱. "احمدینژاد در میان اعتراضات دانشجویان امیرکبیر سخنرانی کرد" یک خبر رسمیست.
ظهر جلوی در دانشکده ایستاده بودیم تا مانع ورود مهدی چمران و احمد مسجدجامعی به دانشگاه شویم که منابع غیر رسمی از دانشگاه امیرکبیر خبر دادند، سخنرانی احمدینژاد با وجود حضور تعداد زیادی از دانشجویان دانشگاه امام صادق و ماموران امنیتی به آشوب کشیده شده است.
دانشجویان غیر قانونی با دادن شعارهایی مانند: "محمود احمدینژاد، عامل تبعیض و فساد" و به آتش کشیدن و وارونه گرفتن تصاویر او، اقدامات دولت نهم و وزیر علوم را محکوم کردهاند که منجر به درگیری با هواداران احمدینژاد شده و در این میان سه نارنجک دستی یا بمب صوتی منفجر شده (روایتهای مختلفی وجود دارد) که تا کنون معلوم نیست کار اینوریها بوده برای رساندن صدای خود یا کار آنوریها برای خفه کردن صدای بقیه.
در هر صورت ما حضور غیر رسمیها، غیر قانونیها و ستارهدارها را در دانشگاه پاس میداریم.
در همین زمینه: اینجا پلیتکنیک است
تجمع پرشور دانشجویان در دانشگاه امیرکبیر برگزار شد
گزارش حاشيه حضور و سخنراني رييس جمهور در دانشگاه اميركبير
دانشجویان پلیتکنیک با شعار مرگ بر استبداد سخنرانی احمدینژاد را قطع کردند
تصاویری از دانشجویان معترض پلیتکنیک در برنامهی سخنرانی احمدینژاد
۲. مسجدجامعی و چمران بالاخره نیامدند. یکی آمد به نام عباس میرزا ابوطالبی که گویا معاون وزیر مسکن سابق بود و کاندیدای اصلاحطلبان. وقتی در مورد برنامهاش برای شهر تهران پرسیدیدم جواب درست حسابی نداد. اما وقتی خواستیم تا مواضع خود را به طور شفاف در مورد اعدامها، فجایع و سرکوبهای دههی ۶۰ اعلام کند به طور تلویحی گفت: "خوب کردیم و اگر کسی در جبهههای جنگ شهید نداده حق ندارد حرف بزند!" (منطق اصلاحطلبی)
این اصلاحطلب شریف در انتها گوشزد کرد حرکت وی در چارچوب قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی خواهد بود و حجاریان را از افتخارات نظام جمهوری اسلامی دانست اما نمیدانست ۲۲ خرداد ۸۵ در میدان ۷ تیر چه اتفاقی افتاده. سپس در حالیکه به حضار فحش میداد، دانشکده را ترک کرد. حضار هم در یک بدرقهي پرشور ایشان را تا دم در همراهی کردند. طوری که طرف یادش نمیآمد ماشینش را کجا پارک کرده!
۳. هر چه به اتخابات نزدیکتر میشویم، قضیه مضحکتر میشود. برای مثال آرش غفوری نوشته که به لیست ائتلاف رای میدهد. اما حاضر نیست به چند نفری در این لیست رای بدهد چون به زور خودشان را در لیست اصلاحطلبان جا دادهاند یا اصلاحطلبان توی رودربایستی قرار گرفتهاند و آنها را وارد لیست کردهاند!
از طرف دیگر میخواهد به بعضی هم رای بدهد که در لیست مذکور نیست. مانند: شیبانی. دلیل کارش را اینطور توضیح داده، قضاوت هم با خودتان:
دکتر خانیکی برایم نقل میکرد که شیبانی در دوران زندان زمان شاه با یک مارکسیست در یک اتاق زندانی بود و برای هر دوی آنها در یک ظرف غذا میآورند. اما شیبانی که مسلمان معتقدی نبود بنا به اعتقادش اجازه نداشت که با یک مارکسیست در یک ظرف غذا بخورد و طرف هم این را میدانست. به خاطر همین غذا را که میآوردند همبند مارکسیست از دکتر شیبانی میخواست که اول او غذا بخورد. شیبانی هم در عین اینکه ابتدا شروع میکرد اما در عین حال حواسش جمع بود که زیاد نخورد تا به همبندش هم به اندازه کافی غذا برسد. به خاطر همین همیشه کمتر از ظرفییتش میخورد.
ما به این وسیله انزجار خودمان را از دکتر هادی خانیکی، آرش غفوری و شیبانی اعلام میداریم.
۴. من به محبوبهی تهران شهر رای میدهم. به پاس انسان بودنش. چرا که اصلاحطلب است و فاشیست نیست و این خیلی عجیب است.
۵. قوچانی میخواهد دموکراسی را سر سفرهي مردم ببرد!