تبليغاتX
عروسک کوکی - دیدار
   
 

 

دیروز رفتیم دیدن عمو ناصر که ده روزی آمده مرخصی. فواد دکتر زرافشان را این‌طوری صدا می‌کند. من اما قصد ندارم روح سرکش آریایی! مجلس را توصیف کنم که گویا جایی جسم سرکشش رفته زیر آب و رساندن کمک‌های امدادی و نجاتش باشد بر عهده‌ی آریایی پرستان. فقط می‌خواهم چند موضوعی را که مطرح شد و زرافشان در مورد آن توضیحاتی داد و یا تاکیدی داشت تا جایی که حافظه‌ام یاری کرد، منعکس کنم. یکی از مواردی که زرافشان خیلی روی آن بحث کرد و توصیه‌هایی، توجه به جنبش‌های اجتماعی بود. او ‌گفت امکان ندارد که بتوان در جامعه‌ تغییری ایجاد کرد بدون داشتن جنبش‌های اجتماعی جان‌دار، قوی و حرکت‌های مردمی. چیزی که حتی احمدی‌نژاد هم آن‌را می‌داند و بر اساس همین سفرهای استانی‌اش را ترتیب داده، حالا  چگونه‌گی این کارش و اهدافی که او از این کار دنبال می‌کند، بماند. درست چیزی که ما از آن غافلیم و البته تفکر لیبرالی که همیشه چشمانش به دستان حکومت‌هاست و تغییرات را در گرو اقدامات دولت‌ها و مجامع بین‌المللی می‌داند و نه از سوی حرکت‌های اجتماعی. نقدهایی هم داشت به شیوه‌ی عمل‌کرد کسانی مانند اکبر گنجی و ابراهیم یزدی که البته تاکید کرد مخالفت من نه با خود این افراد که با طرز تفکرشان است. نکته‌ی خوب دیگری که مطرح شد و ذهن من درگیرش بود اعلام کردن تعداد زندانیان سیاسی در ایران است. چه خوب گفت که ما قادر نیستیم تعداد دقیق زندانیان سیاسی را داشته باشیم چون خیلی از آن‌ها در مراکز استان‌ها و یا زندان‌هایی نگهداری می‌شوند که اطلاعات درستی از آن‌ها در دست نیست و دادن هر عددی ظلم در حق کسانی‌ست که در گوشه‌ای، جایی ناشناس باقی مانده‌اند.

تقریبن خداحافظی کرده بودیم و کلی آرزوهای خوب برای زرافشان که موضوع امیرعباس فخرآور پیش کشیده شد و نامه‌ای که زرافشان از اوین در افشای او منتشر کرده بود. دوباره برگشتیم و نشستیم سرجاهای‌مان تا به علاوه‌ی این داستان، قصه‌ی مرگ اکبر محمدی را هم بشنویم. این‌که مرگ اکبر محمدی ناشی از ایست قلبی بود و نه اعتصاب غذا و نه تزریق داروی سمی و این جور چیزهایی که این مدت همه‌ی ما درباره‌اش شنیده بودیم. بعد هم رسیدیم به قضیه‌ی فخرآور که عمو ناصر با توجه به نامه‌ی مصطفی جوکار در همین‌باره و توضیحاتی که داد خوب روشن‌مان کرد. از ادبیات ضد زن ِ تهوع‌آور نامه که بگذریم و با وجود این‌که ماهیت فخرآور را کاملن بر ملا می‌کرد، یک مشکل اساسی داشت. همه‌جا جلوی اسم امیرعباس فخرآور و داخل پرانتز نوشته بود پریوش که گویا لقب او در زندان به دلیل شیوه‌ی ارضاء جنسی‌اش بوده و این خیلی ناراحتم کرد. کی قصد داریم از راهی برویم که سر از رخت‌خواب ملت درنیاوریم؟

 

مرتبط: دیدار با عمو ناصر از وب‌‌لاگ نسل فردا


 
 یکم شهریور 1385 ساعت 15:50 
 
 

 

اينك دستی‌ست كه با تمام قدرت

مرا به سوی ايمان به تقدير می‌راند. اينك،

سرنوشت، همان سرافرازیِ ازلیِ خويش را پايدار می‌بيند.

شايد، شايد كه ما نيز عروسك‌های كوكی يك تقدير بوده‌ايم ...

نمی‌دانم ...
 

خانه
تماس

همين حوالی

  شهناز غلامی، فعال حقوق زنان در تبريز بازداشت شد
اين سکوتی که نوازشت می‌کنه، خود منم...
آدم نکته سنج به ایشون می‌گن!
قسمت‌هایی از نامه‌های فریدا کالو به پزشک‌اش
تن فروشی مردانه در تهران
قسمت‌هایی از فيلم گروگانگيري در دانشگاه علوم پزشكي تهران
شلوارهای جین نخ نما و سودهای میلیونی
محاکمه يادعلي، محاکمه ادبيات است
نمایش مرگ
ادامه برخورد های کمیته انظباطی با دانشجویان علامه
دختر 12 ساله هندى به جرم درخواست رفتن به مدرسه حلق‌آويز شد
هنوز شکنجه نکرده‌ایم که بفهمید شکنجه یعنی چه!

  بايگانی همين حوالی

خيابان ملل

  کتابلاگ
جایی برای هیچ‌کس
از پشت یک سوم
سیبیل طلا
ویران
آهو
تهرانآباد
نوشته‌های اتوبوسی
اگنس
راز
فرانکولا
شب‌نویس
تهران شهر
تیگلاط
چرک‌نویس
حضور خلوت انس
فلُ ‌سفه
خوابگرد
سرزمین رویایی
لابراتوار کلنگ
کیبرد آزاد
رجعتی باید
زنانه‌ها
از زندگی
سرزمین آفتاب
آی‌‌تی ایران
صد سال تنهایی
1807
غلاف تمام فلزی
علامه‌بلاگ

 
 
  زنستان


 

سرگذشت

  شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383

 RSS 

 



POWERED BY
BLOGFA.COM