پیش نوشت: خوب میدانم برای فرستادن این لینکها کمی دیر شده. اما امان از آرامبخشهایی که دنبال ساعتهایی متشنج میآیند و تو را میبرند جایی که عربها معمولن نی میاندازند.
«دانشجویان با اعلام اینکه ریاست دانشگاه حاضر به پاسخگویی نشده و به شرافت و کرامت دانشجویی توهین کرده، خواستار ترک سالن مراسم شدند که این امر با استقبال اکثر غریب به اتفاق دانشجویان و حتی برخی از اساتید قرار گرفت و دانشجویان همزمان با آنکه سرود یار دبستانی را می خواندند، سالن را ترک کردند»: آزادی دانشگاه حق مسلم ماست، گزارشیست که فواد جانم نوشته از تجمع دیروز در دانشکدهی علوم اجتماعی علامه که در اعتراض به فضای امنیتی دانشگاه، احضار دانشجویان به کمیتهي انضباطی، اخراج دکتر نمکدوست و ... برگزار شد. از پشت صحنهی تجمع هم در روزمرگیهای شهری نوشته. زنده است باد هم گزارش فرشید عزیزم است از همین تجمع + باقی لینکهای مربوطه.
توضیح: اینبار من نبودم. دلیلش را هم آگاهان دانند.
در همین رابطه پایگاه اطلاعرسانی علوم ارتباطات ایران نیز از ادامهي پیامدهای اخراج دکتر نمکدوست در همان برنامهی دیروز در دانشگاه علامه نوشته. مایهی خوشحالیست که بچههای ارتباطات هنوز یادشان نرفته دکتر نمکدوست اخراج شده!
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه نامهای خطاب به ریس جمهور نه چندان محترمی به اسم محمود احمدینژاد نوشته که تصویر آن را اینجا میتوانید ببینید.
با یک حساب سر انگشتی و دو دو تا چهارتایی که بعد از خواندن این خبر کردم، دیدم آقای علی قدیمی پر بیراه هم نمیگوید. ما هم بد نیست از حالا فکر کیسه خواب و مواد خوراکی باشیم. حوصلهی رادیو دوموجاش را اما ندارم. آره. هر چی فکر میکنم میبینم بدون رادیو راحتترم. یک جای باحال هم طرفهای افجه میشناسم که عقل جن هم بهش نمیرسد. می روم همانطرفها.
در راستای جشن ملی هستهای! فیتیله شنبه تعطیله!
نامردان! پایگاه جمعی عدالتخواهی اسلامی گزارش تصویری مفصلی تهیه کرده از خائنین جهان اسلام. فقط نمیدانم چرا جای خالی بعضیها را به شدت احساس میکنم!
«سرکار خانم عبادی بارها در مصاحبههای خود اعلام کردهاند که اسلام هیچ ناسازگاری با دمکراسی ندارد!» خودتان گلهی یلدا معیری را از شیرین عبادی و عکس مکش مرگمای شیرین جون! را در یادداشت مرگ خوبه اما برای همسایه بخوانید و ببینید.
آفتاب آمد دلیل آفتاب، پیرو بحث کیهان بزک شده. خواهشمند است به تیتر و عکس مربوطه به شدت توجه شود.
پینوشت: ژولیت بینوش هم آمد ایران و دیروز گویا رفت. در طول اقامت کوتاه مدتاش در ایران چندتایی مصاحبه داشت. از جمله مصاحبهاش با مینا اکبری برای شرق (+)، با پرویز جاهد برای بیبیسی (+) و گفتوگویی با میراث فرهنگی (+). هیچ نمیفهمم این سوالهای بیربط از او یعنی چه؟ آیا ایران به نظر شما بهترین کشور دنیا نیامد؟ آیا ملت ایران مهماننوازترین ملت دنیا نیستند؟ آیا وقتی به فرانسه برگشتید به آنها میگویید چه جای محشری رفته بودید که نگو و نپرس؟ نظرتان در مورد گوشتکوبیده با ترشی لیته چیست؟ همینطور نظرتان در مورد اردکهای زاینده رود و راننده تاکسیهای ایرانی چیست؟ عباس را یک مرد ایرونی با فرهنگ اروپایی دیدید یا یک جنتلمن که اشتباهی در ایران به دنیا آمده؟ خانم بینوش دماغ دخترهای ایرانی را چطور دیدی؟ و...
من فکر میکردم فقط در دانشکدهی خودمان وقتی برای نمایش یک فیلم، کارگردان یا یکی از بازیگراناش را دعوت میکنیم، بچهها سوالات آبدوغ خیاری میپرسند. یا در جلسههای مطبوعاتی جشنواره فیلم فجر که مثلن خانم علیدوستی در نقش روحی چه احساسی داشتید؟! اما نه، مثل اینکه این مزخرفات را از بینوش هم میپرسند. احتمالن اسفند هم در جریان مصاحبه برایاش دود کردهاند که رفع قضا بلا شود و خانم فرانسوی یک وقت چشم نخورند.